من همیشه ایده داشتن سررسید را دوست داشتم و سرانجام هم تصمیم به ساخت سررسید خودم گرفتم. هم چنین تغییراتی نسبت به سررسید های معمول روی آن اعمال کردم که مشخص شود این سررسیدِ من است. چند کاغذ جداکننده و دیوایدر داخل آن قرار دادم تا دسترسی به بخش های مختلف آن آسان شود.

اسکیترباگ نیز هر روز قبل از رفتن به مدرسه نیز مطالبی داخل سررسید می نوشت. در واقع هر روز این کار را نمی کردیم. روزهایی بود که قرار ملاقات هایی برای صبح داشتیم یا کارهای مدرسه را انجام نداده بودیم، بنابراین آن روز مطلبی داخل سررسید نمی نوشتیم.

اولین مطالبی که داخل آن می نوشتم تمرین خوش خطی بود. این طور که اسم خودم را می نوشتم. سپس نوبت به تقویم شد. صفحات تقویم را همراه با تاریخ و اعداد چاپ کردم تا تمرین خوش نویسی را با آن ها ادامه دهم. پس از آن، تمرین به نوشتن اسامی روزهای هفته، اعداد ترتیبی و مدل های مختلف تاریخ رسید.

سپس نوبت نوشتن شرایط آب و‌ هوایی شد. پس از دست کشیدن از نوشتن شرایط آب و هوا به نوشتن خلاصه رویدادهای روزهایم پرداختم.

شاید بپرسید که چند روز این کار را انجام دادم؟ باید بگویم که مقدار دقیق آن را نمی دانم چون هر روزی که به مدرسه می رفتم مطلب داخل سررسید نمی نوشتم. اما دنبال کردن آن جالب بود. یادم می آید که صدمین روز را جشن گرفتم.

و در آخر نوبت به تمرین ریاضی رسید. آن روزها تحت تاثیر کتاب آموزش ریاضی به سبک ساده و سررسید قرار گرفته بودم و این تاثیر را می توانید در نوشته های مربوط به تمرین ریاضی مشاهده کنید. این کار را ادامه دادم تا روزهای مدرسه نیز به اتمام رسید و نوشته های من در آن سررسید تمام شد. از آن زمان، سال ها می گذرد و من با دیدن همان سررسید ، خاطرات قدیمی خود را زنده می کنم. در کل داشتن و یا ایجاد سررسید مخصوص خود انگیزه های زیادی به شما می دهد و تجربه های جالبی را برای شما به همراه خواهد داشت.